کله پوک صورتی

کله پوک صورتی✨️
پارت ۳۶
دامیان دست انیا رو میگیره
دامیان خودش دست یک سنگ بزرگ و میگیره
انیا با تعجب میگه : ت...تو الان انیا رو نجات دادی
دامیان : آه تو جقدر احمقی این اولین دفعه ای هم نیست که نجاتت میدم خنگ خدا
اونها میان بالا هندرسون سریعا میاد اونن هارو به خوابگاهشون میبره ولی نادیا و هیون برنده مسابقه شدن با تقلب
بکی :استاد هندرسون همش تقصیر نادیا و هیونه
دامیان :درسته نادیا کله کدو با سر رفت تو انیا و انیا هم رفت تو آب
امیل :آقای دامیان هم رفت ایشون و نجات بدن الان باید اون گروه استلا بگیره نه این تقلب کار ها
کیتی: درسته اون ها از قبل نقشه چیده بودن
نادیا : اع استاد هندرسون شما به حرف اونا گوش میدین ؟
هیون خیلی ریلکس: آره وقتی من با رشوه ی کثیف تر از خودت وادار کردی به این نقشه ی کسافتت
مادیا : هییی خفه شو
هندرسون : شما جند بار خطا ازتون سر زده و اون مدیر قدیم بود که رشوه هاتون و قبول میکردن از الان اخراجین من به والدینتان زنگ میزنم خانم نادیا و آقای هیون شما گفتین که وس وسه ی رشوه شدین در عوض تونیتروس دریافت می‌کنید
و گروه انیا و دامیان برنده اند و هردو استلا می‌گیرند
امیل و کیتی و بکی و ایون : هوراااا
هندرسون : شما واقعا از برنده شدن دوستانتون خوشحالید ؟
بکی: معلومه
ایون: من برای ارباب دامیان هر کاری میکنم
امیل : به من که خوش گذشت
کیتی : با اون که جزو داوطلبان برتر نبودم ولی ارزششو داشت
هندرسون : خب دلم براتون میسوزه شما خیلی باوقارین هر دوست دیگه ای بود مطمعا به دوست خودش حسادت می‌کرد به همین دلیل به شما ۴ نفر هم توی مدرسه استلا میدم
همه : هورااااا
شب شد و انیا و دامیان تو تخت بودن و بقیه هم دور آتیش درحال داستان گویی
ولی بکی کنار انیا توی خوابگاه دخترونه بود
بکی :آهای انیا نمیخوای لطف دامیان و جبران کنی تو که سرما نخوردی ولی اون بدجوری سرما خورده
انیا : راست میگی انیا الان باید جیکار کنه
بکی :، از همین جا سوپ سفارش بده بعد برو بیشش
انیا : ولی ما دخترا نمیتونیم به خوابگاه پسرا بریم
بکی: اع هیجکس نمی‌فهمه معمور هم جلوی در نیست بدو بروووو
انیا : باشه
انیا رفت سوپ قارچ سفارش داد طبق گفته ی بکی و یواشکی رفت خوابگاه بسرونه
دامیان هم نشسته بود روی تختش و داشت عین خرخونا کتاب میخوند
انیا در زد
دامیان : کیه
انیا :منم
دامیان : خب منم کیه
انیا : من انیام
دامیان : هی توی صورتی اینجا جیکار میکنی احمق اگه گیر بیوفتی برامون داستان درست میکننن
انیا : بکی گفت هیجی نمیشه
دامیان : من اون خرگوش و زنده زنده آتیش میزنم حالا ببین
انیا : بیام تو
دامیان : بیا
انیا : هی بسر دوم انیا سوپ قارچ برات خریده البته با پول بکی
دامیان یکم گیرمز میشه : خب من الان جیکار کنم
انیا : اهم اهم بکی گفت باید برای این که جون انیا رو نجات دادی باید برآت جبران کنم
دامیان : آخه خنگ خدا کی جون تورو نجات میده من فقط برای استلا رفتم تو دریاچه
انیا : هییی تو ی خر اصلا عوض نمیشه
دامیان : هییی تو جقدر بی ادب شدی کی اینجوری ادبت میکنه تو خونهههه
انیا : مامان و بابام
دامیان : ها تو رو مامان بابات تربیت میکنن
انیا : آره ما ها باهم خیلی خوش میگذرونیم
دامیان یکم جهره ای ناراحت داشت فهمید که هیج بجه ای مثل دامیان نیست که مامان و باباشون بهشون اهمیت ندن
دامیان : او که اینطور
امیل ایون اومدن تو خوابگاه و داشتن در میزدن
امیل : ارباب دامیان بیایم تو
ایون: ارباب دامیان بیدارید؟دامیان و انیا یواشکی: ای وای بدبخت شدیم
دامیان : آه من یک لحظه نیاین هر وقت گفتم بیاین
انیا : ای وای انیا بدبخت شد
دامیان داشت فکر میکرد جیکار کنه که یکدفعه ‌.......

☆☆☆☆☆☆☆☆

این هم از این پارت
دیدگاه ها (۳)

کله پوک صورتی✨️ پارت ۳۷انیا : آهای بسر دوم اگه من برم زیر تخ...

خب دوستان این عکس انیا دامیان برای مسابقات جنگلی با یونیفرم ...

کله پوک صورتی پارت ۳۵اونها به دریاچه رسیدن نادیا هیون هم اون...

راستی امروز آخرین روز ۱۴۰۴ پیشاپیش عیدتون مبارک انشالله که د...

کله پوک صورتی✨️ پارت ۳۳ویو امیل و کیتی :امیل توی ذهنش : وای ...

کله پوک صورتی✨️ پارت ۳۱اونها به جنگل رسیدن با ماشین های شخصی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط