آنکه آمد... خسته آمد... خسته رفت

آنکه آمد... خسته آمد... خسته رفت
دفتر دل را نخواند و بسته رفت
دل غمین شد... ماند... در کار خودش
دیدمش... در جاده او... دلبسته رفت
آنکه آمد... با خودش تقدیر داشت
خواب بودم... خواب من... تعبیر داشت
گوشه ی گلدان... گلی روییده بود
آنکه آمد با دلش... تاثیر داشت
او شکایت داشت... او رنجیده بود
از دل ما... او بدی ها دیده بود
هرچه گفتم ملتمس... زین جا نرو
گفت او... این قصه را نشنیده بود
من ندیدم آنکه آمد... خسته رفت
او چه شد... از این بساط بسته رفت؟
من نفهمیدم... چه کردم... خسته شد
خسته از ما آمد و آهسته رفت..
دیدگاه ها (۲)

تو که رفتی به خدا از همه وحشت کردمبعد تو حوصله همراه دلم رفت...

آنچنان زیبا تومیخندی که جادو میشوممثل یک کودک دمادم پر هیاهو...

چقدر خواب ببینم که مال من شده ایو شاه بیت غزل های لال من شده...

بیا دوباره بمیران غمِ جوانم راو مخفیانه بسوزان لب و دهانم را...

「#𝗡𝗘𝗠𝗘𝗦𓏺𝗜𝗦」 مُـجــٰازاتـگـر𝗣𝗔𝗥𝗧 : 122✦....

「#NEWTON'S LAW 」قـٰانـونِ نیوتـون𝗣𝗔𝗥𝗧 : 92✦....................

「#𝗡𝗘𝗠𝗘𝗦𓏺𝗜𝗦」مُـجــٰازاتـگـر𝗣𝗔𝗥𝗧 : 139✦..........................

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط