سخـــــــــتــی تــنهــایی را وقتـــــی فــــهمیـــدم

سخـــــــــتــی تــنهــایی را وقتـــــی فــــهمیـــدم


کــ ــه دیــدم مترسکـــــ


بـه کــلاغ میــ ــگویــد:


هرچــقدر دوستـــ ــ داری نوکــ بزن


فقــط تنهام نذار
دیدگاه ها (۳)

اوُنیْکــِـه داری ↓↓↓↓  خُودِتــُـــو واسَشْ ↓↓↓↓ْ✘جِـــــــ...

♠ دِل....... ✖✖✖♠یِــه خــــــواهِــــــش.. ➽دیگِه نَخــــوا...

خیلی قشنگه که شب زیر نور چراغا دست کسی که دوسش داری رو گرفته...

آرامشــی می خواهم...خلوتــی می خواهم...تــو باشی و من در کنا...

کیوکوشین کاراته

Forced MarriagePart 58چند ثانیه سکوت شدتهیونگ هنوز نگاهم می‌...

✈️ چند روز بیشترپارت ۹ وقتی به مقصد رسیدن، لیا چند لحظه فقط ...

پارت ۳۶ صبح روز بعد، با صدای زنگ در از خواب بیدار شدم.با خوا...

✈️ چند روز بیشترپارت ۱۱ روز سوم، لیا از وقتی چشم‌هاش رو باز ...

پارت ۲۳ تمام مسیر تا کافه به حرفی که صبح به تهیونگ زده بودم ...

چندپارتی یونگی

فیک : بین راندها

✈️ چند روز بیشترپارت ۱۲ چند ساعت بعد، لیا تقریباً همه‌چیز رو...

چندپارتی تهیونگ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط