برو ای تن پریشان

برو ای تن پریشان
تو و آن دل پشیمان
که ز هر دو تا نرستم
دل دیگرم نیامد...!!!


#مولانای جان
دیدگاه ها (۸)

عاقبت کسوت مجنون به‌عرَق گشت بدل فصل تأثیر جنون این‌همه تابس...

یار ما را یار بسیارست تا او یار کیستدل بسی دارد ندانم، زان م...

می شناسمت،چشم های تومیزبان آفتابِ صبحِ سبزِ باغ هاست؛می شناس...

چه شبْ ها من و آسمان تا دمِ صبحسرودیم نم نم : تو را دوست دار...

از تو گفتن غزلی تازه که جان منینوش دارویِ دل وقلب پریشان منی...

من ز دنیا، تو را برگزیدمرنج بی حد بپایت کشیدمتا شود سبز، باغ...

اِی گِل‌آلوده گُلِ مَناِی تَن‌آلوده‌ی دِل پاکدِلِ تو قِبله‌ی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط