یه بار زنگ درو زدن منم رفتم جلوی در گفتم بفرمایید ! طرف گ

یه بار زنگ درو زدن منم رفتم جلوی در گفتم بفرمایید ! طرف گفت با داداشتون کار دارم …
منم گفتم یه لحظه گوشی !
اصن یه وضی بخدا ! الان پدر و مادرم دارن دنبال بچه واقعیشون میگردن …
.
دیدگاه ها (۲)

بچه بودم مادرم به من یاد داده بود تو خونه که تنها هستی کسی ر...

ﺍﺯ خواهرزادم پرسیدم دایی جون ﻗﯿﺎﻓﻪ ﻣﻬﻢ ﺗﺮﻩ ﯾﺎ ﭘﻮﻝ ﯾﺎ ﺧﻮﺷﺘﯿﭙﯽ...

به بچه داداشم که به زور ۹سالشه میگم داماده عمه میشی بیای دخت...

عباس غزالی

ستاره ی من(پارت۵)

part 9ویو مایکیصبح از خواب بیدار شدم و رفتم یه آبی به دست و ...

رمان :«پسر عموی جذابم»part:4ویو «سلین»که مدیر گفت :-بفرمایید...

وقتی اون تو رو به سرپرستی میگیره و ...p20 $ حالا پاشو برو ...

وقتی درسش بد بودو ..

پارت ۱۴_ اوکی..جیوو سریع از دستشویی اومد بیرون ولی شوگا چسبو...

سوال کدوم گوری بودم بچه ها حالم خیلی بده طوری که وقتی سرفه م...

پارت 3

رومان عشق مافیا پارت 32این پارتش خیلی زیاد خوب نیست اولش عرو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط