هم مذهـــبی و ولایی و عــاقل بود

هم مذهـــبی و ولایی و عــاقل بود
هم با همه ی نجابتش، زیبـــــا بود

از چفیه ی رویِ چادرش فـهمیدم
یک دختـر انـقـلابـی کامـل بـود

مذهبی_ها_عاشقترند


#سفیر_عشق
یه قدم تا خدا ↓ ↓ ↓
https://telegram.me/ye_qadam_ta_khoda
دیدگاه ها (۲)

آرمی تهیونگ رو اینجا دیده بود 💜فقط تصور کنین داشتیم توی مرکز...

❤️ قلب بزرگ در حال خرید بودم که صدای پیرمرد دوره گردی به گوش...

پارت: 4 (بخش1) **زاویه دید: زین**نورِ آبی‌رنگ و زننده‌ی صفحه...

✥𝓜𝓨 𝓝𝓤𝓡𝓢𝓔(𝓟𝓐𝓡𝓣3۴🦋)✥(ویو جئون جونگ کوک)آخر پتو رو برداشتم و ر...

«پارت بعدی در راه است… ⏳✨شرط انتشار سریع:✅ 10 لایک✅ 15 کامنت...

فهمیدم! کاملاً درسته، نباید فقط در مورد رابطه‌شون حرف بزنیم،...

«رایحه پنهان»کره جنوبی، سئول | ساعت ۱۱:۰۵ صبحبند کوله‌پشتیش ...

بوسه ی اجبار پارت ششم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط