ادویـــــــنـــــم

ادویـــــــنـــــم



تا شمیم نفست را نفسی تازه زدم...
عشق را با طپش قلب تو اندازه زدم

ناگهان آمدی از عطر تنت لرزیدم
مثل یک زلزله ای لرزه به شیرازه زدم

طرح اندام تو را دیدم و همچون پرگار
چرخشی را متوالی به همین بازه زدم

تا به آغوش تو یک لحظه رسیدم گویی
پرچم فتح خودم را سر دروازه زدم

دست معمار ازل در بدنت مشهود است
شرم دارم که چرا دست به این سازه زدم

عشق تو معجزه ای بود که من عشقم را
گره یی سخت به این عشق پرآوازه زدم

سالیانی ست که از عشق تو سرگردانم
عفو کن حرف دلم را به تو من تازه زدم...
دیدگاه ها (۸)

تقدیم به بهترین و باسخاوترین و پرمحبت ترین خواهر دنیا؛لــطــ...

این روزها منخدای سکوت شده امخفقان گرفته ام تاآرامش اهالی دنی...

عاشقانه ای برای بهترینم ادوین کاش من یکسره در چشم تو پیدا با...

ادویـــــــــن عزیزم دوستت دارم زندگی می‌کشد آخر به کجا کارت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط