نه جایی برای رفتن بود

نه جایی برای رفتن بود
و نه شوقی برای قدم برداشتن!
اما
گاهی تمامِ آنچه برای آدمی می ماند،
"نبودن" است!

معصومه_صابر
دیدگاه ها (۰)

میشویتکرار در هر واژه اممی سرایم شعر با تکرارها...

بیا کمی رها شویماز دردهای امروزنگرانی های فرداو غم های دیروز...

همیشه درد از نبودن‌ها نیست گاهی درد از بودن‌های پوشالی‌ست که...

خیلی وقتا نفس برای رسیدن توان برای رفتن نداریممی‌بریمکم میار...

گاهی عشق شبیه نبرد نیست، شبیه ماندن است...شبیه آن آدمی که نم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط