ترسم که اشک در غم ما پرده‌در شود
وین راز سر به مهر به عالم سمر شود

گویند سنگ لعل شود در مقام صبر
آری شود ولیک به خون جگر شود

خواهم شدن به میکده گریان و دادخواه
کز دست غم خلاص من آن جا مگر شود

از هر کرانه تیر دعا کرده‌ام روان
باشد کز آن میانه یکی کارگر شود


#حافظ
دیدگاه ها (۱)

‌من خسته چون ندارم، نفسی قرار بی‌توبه کدام دل صبوری، کنم ای ...

دلـم خانهٔ مـهـر یارست و بَسازان می‌نگنجـد در آن ڪـین ڪَس#سع...

‌‌یِک شَب به مِهمان مَن آ تا قُرصِ مَه پیشَت کِشَمدِل را به ...

و خداوند ستاره را که نه چشمانت را چراغ راه شبم قرار داد تا خ...

#شعر_قدیمی🌸آن یار کز او خانهٔ ما جایِ پَری بودسر تا قدمش چون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط