خواستم درو باز کنم که دیدم قفله

خواستم درو باز کنم که دیدم قفله
شوگا:ا.ت بخدا...بخدا کاریت ندارم لطفا بیا بیرون
یهو صدای گریه شنیدم قلبم هزار تیکه شد یعنی اون از من می‌ترسه باورم نمیشه کسی که عاشقم ازم می‌ترسه دیگه داشت بغضم میترکید که با چیزی که ا.ت گفت هنگ کردم
ا.ت:من...من دوست دارم اما با کاری که کردی...
نمیدونستم خوشحال باشم یا ناراحت
ا.ت:حداقل به حرفم گوش میدادی(گریه)
شوگا:ا.ت واقعا معذرت میخوام من خیلی خیلی دوست دارم من عاشقتم
دیگه چیزی نگفت و فقط صدای گریه میومد تصمیم گرفتم هر طور شده برم تو اتاق چون از اتاق ا.ت استفاده نمیکردم کیلید یدکی نداره پس تصمیم گرفتم از پنجره برم تو
(ا.ت ویو)
داشتم یه گوشه گریه میکردم که...


بچه ها میدونم خیلی کشکی اعتراف کردن اما قراره در ادامه جذاب بشه نگران نباشید پایان این داستان زیباست😌🪳
دیدگاه ها (۵۰)

فیلیکس:خیلی خوشبختم من دوست صمیمی ا.تم کوک:همچنین جین:حالا ا...

ترن رسید به جای حساسش که بورام خیلی حالش بد شدا.ت:بورام خوبی...

بچه ها الان وانشات کوک رو بزارم یا شوگا؟

بچه ها بازم میگم اگر دنبال فیک های اسمات هستید من اسمات نمین...

وقتی تو مسابقه...... (به عنوان خواهر)

عشق مافیا

عشق مافیا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط