زندگی

زنــدگـــی . . .

حســرتِ یـک شــادیِ معمــولــی بــود .......
دیدگاه ها (۱)

من نگرانِ فردای توام...که وقتی سرِ ظهرِ یک روز زمستانیِ سرد ...

دلم را خوب می فهمد،هر آن کس ماجرا دارد،میانِ سینه اشهر کس که...

می بایستی در این زندگینزدیکِ او بوده باشمهرگز نمی‌خواستم او ...

دلم نمی‌خواهد "حالا" را باور کنم"حالا" چیزی‌ست شبیه به مرگِ ...

فرامــوش خواهیــم شـد ، مـثل یـک رویــا . . . . . . Minsung

مــا وفــا را پــرسـتـیـدیــم در جـهـانــی کــه خـیـانــت هـ...

در آســــــــــتانه‌‌ی آوار بــود شانـــــه‌ی منکه ناگهان تو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط