My lovely idol

⁦✿My lovely idol⁦✿
✯part:²⁵
جونگکوک فکرش درگیر بود از طرفی یاد قرص افتاد گوشی اش رو برداشت و اسم قرص رو سرچ کرد قرص مسکن برای کسایی بود که ناراحتی قلبی دارن جونگکوک تعجب کرد به هیونا نگاه کرد
جونگکوک: ناراحتی قلبی؟
هیونا آروم مثل فرشته خوابیده بود
فردا شب جونگکوک خونه بود از پنجره به خونه ی هیونا نگاه میکرد هیونا هنوز بر نگشته بود
جونگکوک: حتما دوباره خودش رو غرق کار کرده
همون لحظه هیونا رو دید که داره قدم زنون برمیگرده خونه توی دستش کلی برگه بود و قدم هاش سنگین شده بودن جونگکوک کت گرمش رو برداشت و رفت پایین پیش هیونا
جونگکوک: هیونا
هیونا نگاهش کرد
هیونا: سلاااام
هیونا سعی کرد انرژی بیشتری نشون بده جونگکوک نزدیکش شد
جونگکوک: لازم نیست پیش من تظاهر کنی
و من رو دور شونه های هیونا انداخت
هیونا: نه تظاهر نمیکنم خوبم ممنون
جونگکوک برگه‌ها رو از دست هیونا گرفت و تا خونه همراهیش کرد جونگکوک زود تر برگه ها رو روی میز کار هیونا گذاشت و برگشت نگاهش کرد
جونگکوک: خوبی؟ نباید آنقدر به خودت فشار بیاری
هیونا بدون فکر نزدیک جونگکوک شد و سرش رو روی شونه جونگکوک گذاشت
هیونا: با هزار تا خواهش و دعوا پی دی نیم دوباره کلی کار بهم داد ولی تونستم راضی بکنمش منم توی برنامه باشم
جونگکوک لبخند زد و هیونا رو بغل کرد یه دست روی کمرش گذاشت و دست دیگه اش رو توی مو هایش کرد و نوازشش میکرد
هیونا: مشکلی پیش نمیاد؟
جونگکوک: چرا باید مشکلی پیش بیاد؟
هیونا: آخه... ممکنه کلی هیت بگیرید
جونگکوک: آرمی واقعی همیشه حمایتمون می‌کنه بعدشم فقط میگیم یه مهمون توی این فصل هست نگران نباش
جونگکوک از هیونا فاصله گرفت و نگاهش کرد
جونگکوک: برو بشین استراحت کن
هیونا: به کوچولو کار میکنم
جونگکوک از اونه های هیونا گرفت و برگردوندش و سمت مبل برد
جونگکوک: همین جا بشین تا من غذا آماده کنم
هیونا روی مبل دراز کشید
هیونا: ممنونننن
هیونا گوشی اش رو برداشت توی کانال بی تی اس که اخبار بی تی اس بود پیام جدید داشت پیام رو باز کرد از تعجب چشم هایش گرد شد
هیونا: نه نه
اشک توی چشم هاش حلقه زد
⁦(⁠。⁠•̀⁠ᴗ⁠-⁠)⁠✧⁩
خوشگلا بمونید تو خماری تا بعد ازظهر
_____________________________________
#فیک #بی_تی_اس #جونگکوک #داستان #سرگرم_کننده #کیم_دو_یون #my #BTS
دیدگاه ها (۲)

⁦✿My lovely idol⁦✿✯part:²⁶هیونا گوشی اش رو برداشت توی کانال ...

⁦✿My lovely idol⁦✿✯part:²⁷با صدای ایفون به خودش اومد در رو ب...

⁦✿My lovely idol⁦✿✯part:²⁴چند ساعت گذشت و هیونا هنوز کار میک...

⁦✿My lovely idol⁦✿✯part:²³^ نه این تور لازمه و مهمه باید برن...

⁦✿My lovely idol⁦✿✯part:³⁴هیونا: بلند شو یکم فرنی آماده کردم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط