.

.
تو را ازخاک ساختم
تا اگر هزار بار آتش و آب و باد تو را بازی داد ! . . .
تو برخیزی ! . . .
سر برآوری ! . . .
در قلبت دانهٔ عشق بکاری ! . . .
و رشد دهی و از میوهٔ شیرینش لذت ببری ! . . . تو از خاکی ! . . . پس به خاکی بودنت ببال . . .
دیدگاه ها (۲)

خسته ام! همه میگویند کوه کندی ؟ولی...هیچکس نمیداند دل کندم.....

خبرت هست که از خویش خبر نیست مراگذری کن که ز غم راهگذر نیست ...

نومیدی

بامااطلاعات خودراافزایش دهید *تشکرازلایک و حضورتون*

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط