ویو کوک

ویو کوک
واقعا دل کندن سخت بود
ولی با حوصله کارشو میسازم
بد ۱۰ دقیقه جدا شدم وایسادم
سی/نه هاش چون سفید بودو توسط دست من قرمز شده بود
تا قبل دیشب وقتی حتی بش نزدیک میشدم ریاکشنه خشنی داشت ولی رام شده
خم شدم‌ جلو صورتش
کوک: میبینمت بیبی
و از اتاق خارج شدم
ویو جبا
خب با نام خدا کارم درومد باید شب از جلو چشاش دور بشم
ایییی پسره منحرف
ولی چرا نصبت ب تهیونگ ب این واکنشش نشون ندادم
دیشب چرا خودم‌پیش قدم شدم؟
بیخیال
شروع کردم ب ادامه خشک کردن موهوم وقتی موهامو لخت کردم لباسمو پوشیدم رفتم پاایین هیچ کسی پایین نبود
خودمو ی خونه درن دشت
یزره فیلم دیدم‌یکم خوابیدم یککم خوردم
که ساعت ۸ شب بود
صدای وهرد شدن ماشین و شنیدم
وقتی از‌پنحره بیرونو نگاه کردم ماشین تهیونگ بود که با اخم همیشگیش وارد شد
وقتی وارد سالن پزیرایی شد
از اینکه تنهایی وسعط سالن وایسادم تعجب کرد
ته: چییزی شده
جیا: ن
ته: چرا تنهایی
جیا: هر دوتاتون رفتید بیرون
دیدگاه ها (۶۳)

ویو جیاته: اها باشه تهیونگ رفت اتاقش باز من وسط سالن بد اون ...

ویو جیا جیا: بیخیال بابا ... چرا دوتاتون امدید کار دارید؟کوک...

ویو کوک یا دستش حله رو بین گردنو پاش سفت کرد جیا: هی نزدیکم ...

ویو جیا کوک: روت بودم ؟ منظورت چیه؟ ( خنده جیا: ای پسره منحر...

P⁵چشم زمردی من ویو اتبا این سختگیری های ته من باید چیکار کنم...

#گـیـسـویـ اربــابــ . . ."🥵🧡 "#𝐏𝐀𝐑𝐓.32{ارتوش}ماشین که وایس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط