پسره به دخــترے کہ تازه باهاش دوست شده بود میگہ: امروز وق

پسره به دخــترے کہ تازه باهاش دوست شده بود میگہ: امروز وقت داری بیاے خونمون؟؟
دختره: مامانم نمیذاره با چه بهونه اے بیام؟؟
پسره:بگو میخوام برم استخر
دختره اومد خونه دوست پسرش
پسره: تو که اومدی استخر مثلا باید موهات خیس باشن، برو تو حموم موهاتو خیس کن!
وقتی دختره میره حموم پسره به دوستاش زنگ میزنه...
پسره و دوستاش یکی یکی میرن تو حموم و....
این آخری که رفت حموم، نه ۱ ساعت نه۲ ساعت موند تو حموم...
دیدن این دیر کرد رفتن تو حموم و یهو دیدن دختره و پسره رگ دستشون و باهم زدن و گوشه حموم افتادن...
پسره با خون خودش رو دیوار حموم نوشته: نامردا خواهرم بود....
دیدگاه ها (۲)

part :۲۰ویو ات:یک دفعه به صورت پسر مو طلایی نگاه کردم دیدم ا...

پارت ۱۳بالاخره آخر هفته رسید.نیلسو جلوی آینه ایستاده بود و ب...

𝕿𝖍𝖆𝖙 𝖜𝖆𝖘𝖓'𝖙 𝖙𝖍𝖊 𝖆𝖌𝖗𝖊𝖊𝖒𝖊𝖓𝖙./قرارمون این نبودـــــ𝕻𝖆𝖗𝖙 :: 1(وی...

پارت ۱۶یونا:چی چی میگی تو چرت و پرت نگو بیا بغلم که کلی دلم ...

part47. . چند ساعت آینده همشون مشغول شنا کردن بودن و چندباری...

وقتی تا صبح نقطه نقطه ی بدنتو گاز گرفتم اونوقت میفهمی بچه .....

#تکپارتیموضوع:(وقتی که من رفتم بار اون نمیدونه ساعت ۴ برمی‌گ...

#تکپارتیموضوع:(وقتی به عنوان همسرش میری کنسرت)جونگین/ا.تجونگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط