★𝓒𝓐𝓛𝓛 𝓜𝓨 𝓓𝓐𝓓𝓨 ★
★𝓒𝓐𝓛𝓛 𝓜𝓨 𝓓𝓐𝓓𝓨 ★
𝒑𝒂𝒓𝒕 𝟏𝟒
ویو آنیا
کوک همینجوری حرصم میداد که دیگه عصبانی شدم از قصد خودمو به پسر عموم چسبوندم
انیا= پسر عمو چه سیسبکی داری
که کوک حرصی شد حیحی 👈🏻👉🏻🐣
بعد هی ناز میومدم کوک چون حرصی شده بود میرا رو ول کرد
کوک اومد نزدیکم که بهش گفتم
_ فیفتی فیفتی آنیا جونگ کوک
بیشتر عصبی شد که گفت
+_ شب به حسابت میرسم
_ به درک
+_ فعلا میگی به درک
بعد کلی حرف زدیم خندیدیم
تقریبا شب شده بود
و اینا که تهش پسر عموم دستشو رو سین.م گذاشت و گفت =
_ هنوزم سینت گوجی بوجیه
که شوک شدم
همه پسر عموم سعوجون رو نگاه کردن
کوک دیگه تحمل نکرد چون میز بود صندلیم رو سمت خودش کشید و دستشو رو رونم گذاشت فشار میداد که کم کم به اندام خصوصیم رسید فشار میداد که نزدیک بود ناله کنم ))
اروم به کوک گفتم بریم خونه که گفت= مطمئنی
گفتم= آره
با همه خداحافظی کردیم و اومدیم بیرون سوار ماشین شدیم که دوباره شروع کرد
دستشو رو رونم گذاشت و فشار میداد چون دامن تنم بود دستش دیگه تو اندام خصوصیم رفته بود
که یهو بی اختیار ناله کردم
کوک = بلاخره ناله کردی
دستمو رو دهنم گذاشتم
_ نه
+_ نه کردی ، ولی خیلی زود خیسش کردی
_ کوک دستت خیلی بزرگه دیگه رفته تو اونجام
+_ وقتی بدون اجازه لباس لختی میپوشی و حرصم میدی همین میشه
_ خودت اجازه دادی
+_ ندادم و امشب قراره تن به بشی
بعد رونمو ول کرد و دستشو برد تو کراپم و سین.مو فشار میداد که ناله میکردم کوک هی همزمان با فشار دادن غرم میزد
= پسره کثافت به سینه زنم دست میزنه میگه گوجی بوجیه کثافت فقط من حق دارم این کارو کنم عوضی
کم کم رسیدیم
___________________________
بچه ها چون پارت بعدی اسماته نمیشد تو این پارت بزارم
با خودم گفتم اگه زود براتون پارت بزارم شاید بیشتر حمایت کنید
اسلاید ۲ = هانا
گفتم شاید بخواین قیافه هانا رو ببینید
شرط
۳۰ لایک
۲۰ کامنت
۲۰ بازنشر
دوستون دارم 💋🛐
𝒑𝒂𝒓𝒕 𝟏𝟒
ویو آنیا
کوک همینجوری حرصم میداد که دیگه عصبانی شدم از قصد خودمو به پسر عموم چسبوندم
انیا= پسر عمو چه سیسبکی داری
که کوک حرصی شد حیحی 👈🏻👉🏻🐣
بعد هی ناز میومدم کوک چون حرصی شده بود میرا رو ول کرد
کوک اومد نزدیکم که بهش گفتم
_ فیفتی فیفتی آنیا جونگ کوک
بیشتر عصبی شد که گفت
+_ شب به حسابت میرسم
_ به درک
+_ فعلا میگی به درک
بعد کلی حرف زدیم خندیدیم
تقریبا شب شده بود
و اینا که تهش پسر عموم دستشو رو سین.م گذاشت و گفت =
_ هنوزم سینت گوجی بوجیه
که شوک شدم
همه پسر عموم سعوجون رو نگاه کردن
کوک دیگه تحمل نکرد چون میز بود صندلیم رو سمت خودش کشید و دستشو رو رونم گذاشت فشار میداد که کم کم به اندام خصوصیم رسید فشار میداد که نزدیک بود ناله کنم ))
اروم به کوک گفتم بریم خونه که گفت= مطمئنی
گفتم= آره
با همه خداحافظی کردیم و اومدیم بیرون سوار ماشین شدیم که دوباره شروع کرد
دستشو رو رونم گذاشت و فشار میداد چون دامن تنم بود دستش دیگه تو اندام خصوصیم رفته بود
که یهو بی اختیار ناله کردم
کوک = بلاخره ناله کردی
دستمو رو دهنم گذاشتم
_ نه
+_ نه کردی ، ولی خیلی زود خیسش کردی
_ کوک دستت خیلی بزرگه دیگه رفته تو اونجام
+_ وقتی بدون اجازه لباس لختی میپوشی و حرصم میدی همین میشه
_ خودت اجازه دادی
+_ ندادم و امشب قراره تن به بشی
بعد رونمو ول کرد و دستشو برد تو کراپم و سین.مو فشار میداد که ناله میکردم کوک هی همزمان با فشار دادن غرم میزد
= پسره کثافت به سینه زنم دست میزنه میگه گوجی بوجیه کثافت فقط من حق دارم این کارو کنم عوضی
کم کم رسیدیم
___________________________
بچه ها چون پارت بعدی اسماته نمیشد تو این پارت بزارم
با خودم گفتم اگه زود براتون پارت بزارم شاید بیشتر حمایت کنید
اسلاید ۲ = هانا
گفتم شاید بخواین قیافه هانا رو ببینید
شرط
۳۰ لایک
۲۰ کامنت
۲۰ بازنشر
دوستون دارم 💋🛐
- ۴۱۳
- ۰۳ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط