به دروغ هایش عادت کرده بودم

به دروغ هایش عادت کرده بودم

فقط از این میسوختم

که برای اثباتش میگفت:

"به مرگ تو"...
دیدگاه ها (۱)

خودت را برای کسی کوچک نکن؛ کسی که ارزش تو را بداند، نیازی به...

یه حرف قشنگی خونده بودم میگفت : اگه کسی برای نگه داشتن تو نم...

از دستم خارجه

میگفت:برای‌ِ‌اینکه‌اشک‌چشمت‌بیشتر،بشه،حواست‌باشه!چشمت،نامحرم...

مادر بزرگم آخرِ همه ی تلفن هایش میگفت:کاری نداشتم که!زنگ زده...

یعنی اینجا من تو مرز سکته بودم از بس ذوق کرده بودم

میگفت که: ریاوقتی‌قشنگهکه‌بخوای‌برای‌امام‌زمانخودنمایی‌کنی‌ن...

واییی من پارسال اینو حفظ کرده بودم هر موقع مامانم میگفت برو ...

اینو قبلا تو پیج قبلی آپلود کرده بودم 🙂

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط