عاشقم ,عاشق آن تازه نگارم که تویی...

عاشقم ,عاشق آن تازه نگارم که تویی...
فاش گویم همه داروندارم که تویی ...

من قسم خورده ام از چشم خمارت نگهی..
بخرم با غم چشمان خمارم که تویی...

من زخورشید نگاه توقیامت دیدم ...
قامت سرو من وشاه سوارم که تویی...

صبر کن ,این دم آخرکه شدم شاعرتو...
به شب غم زده ام صبروقرارم که تویی...

توغزالی وغزل زاده ی این شعرمنم....
شعرچون تیر من وصیدوشکارم که تویی....

بازکن آن گره صورت ماهت گل من ...
جان من,هرگره افتاده به کارم که تویی...

این غزل ازسرعشق توفقط جاری شد...
به خدا من به اجل جان نسپارم که تویی
دیدگاه ها (۲)

مدهوش توام ای نفست باد بهاریحیران توام ای نگهت آینه کاریمن ش...

ای شمع شب افروزم پروانه نمی خواهیدل گشته خراب تو ویرانه نمی ...

بوسه ی پنهانی ات را هم گرفتی، پس بروآخرین قربانی ات را هم گر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط