طاقت بیار ...

طاقت بیار ...
درسته جای خالیه بوسه هایش درد میکند اما طاقت بیار!
این بار دوستت دارم را حراجش نکن! لیاقت میخواهد این واژه!
زیادی که ذهنت معطوفش شود خیالات بَرَش میدارد و احساس میکند کجاست و کیست؟
او همانیست که ساعت ها انتظارِ یک جواب را از تو میکشید !
چه کرده با احساسش که این چنین گستاخانه در چشمانت زُل میزند و سر باز میزند از با تو بودن!
چه کرده ای که بی پروا میشکند گنجینه ی کنجِ سینه ات را!
بیا یک بارِ دیگر مرور کنیم داستان را
از همان سلامِ اول تا پایانِ ماجرا
وقتی عاشقانه لبخند میزد باید برجکش را هدف میگرفتی ...
تخریبش میکردی و خودت باز میساختی همان سازه ای را که میخواستی !
بد عادتش کردی به لبخندت!
باید حسرتِ لبخند هایت را میخورد جانش را میداد تا جان بگیرند تبسّم هایت!
آری ...
اشتباه از خودت بود ...
حراج کردی عاشقانه هایت را به روی دیواری که احساسی درش نبود ...
دیدگاه ها (۲۹)

پرنسس ناخواسته

میبخشی پارت ۴

୨୧ ─────────────── ୨୧𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟏𝟗 🫧🎀𓂃 ࣪˖ ִֶָ «تو اینو یادت مونده ...

🖤 مافیای من — قسمت ۲۲چیزی که جونگکوک پنهان می‌کردات هنوز به ...

رمان فیک شوگا | آخرین پری ماه و قصر خون‌آشام 🌙🖤پارت ۱۹: «آخر...

࿚ ! ࢠـډࢪ ۾َــںْ ، هـآࢪۅڇـیـࢪۅ ! ࿙# ℘ᾰԻт→❹وقتی دخترک به خونه ...

ساعت دو و نیم شب بود بشت میز مطالعه نشسته بودی بدون هیچ کاری...

💜 وقتی عضو هشتم BTS بودی 💜(درخواستی)نورهای بنفش تمام سالن رو...

#چندپارتیلینو/ا.تP:2قشنگترین لباس هات رو پوشیده بودی و منتظر...

#تکپارتیموضوع:(وقتی سه، چهار ماه از رابطه مون میگذره ولی ما ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط