باران که می گیرد به هم می ریزد اعصابم

باران که می گیرد به هم می ریزد اعصابم
تقصیر باران نیست...می گویند: بی تابم...!

گاهی تو را آنقدر می خواهم به تنهایی
طوری که حتی بودنم را بر نمی تابم

هر صبح،بی صبحانه از خود می زنم بیرون
هرشب کنار سفره،بُق کرده ست بشقابم

بی تو تمام پارک های شهر را تا عصر
می گردم و انگار دستی می دهد تابم

شب ها که پیشم نیستی...خوابم نمی گیرد
وقتی نمی بوسی مرا...با "قرص" می خوابم...!

#اصغرمعاذی
#شعر#غزل
دیدگاه ها (۲)

مسجدی کنارمشروب فروشی قرارداشت وامام جماعت آن مسجددرخطبه های...

نفرین به زندگی! به همین روزهای سرد این روزهای سردِ تهی از نب...

NHRبر من چه رفته است پس از ضربه تبراحساس می کنم که خودم نیست...

یک دقیقه زل زدن در چشم زیبای تو چند ؟ افتخار ناز پیچ و تاب م...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❺_بخش دوم_سوروس_از پله های کلاس پیشگویی پایین می...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷⑥_بخش دوم_فهمیدم.سریع می‌چپم توی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط