زده بود زیر گریـ ـه

زده بود زیر گریـ ـه
مـ ـادرش را گـ ُــم کرده بود
سالهاسـت خدا را گــُـم کرده ایـم
دریــ ـغ از یـ ـک قــ ــطـ ــره گـ ــریـ ــه :(
دیدگاه ها (۱۴)

آه اگر آزادی سرودی می خواندکوچکهمچون گلوگاه پرنده ایهیچ کجا ...

پدرم یک غزل خسته ولی پر معناست...

تو را از شیرمی گیرندتا بویکودکیت رااز یاد ببری ـ ـ ـ ـو این ...

‌تـّو فــ َََِِِِِِِِِِِِِِِِِِِـقـ ـط یـ َََََِِِِِِِِِـک ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط