من اگر ساز کنم حاضری آواز کنی؟

من اگر ساز کنم حاضری آواز کنی؟
غزلی خوانی و چون نغمهٔ دل باز کنی؟

بلدم ناز خریدن بلدی ناز کنی؟
یا نشینی به ببرم شعرنو آغاز کنی؟

بلدم راز نگهدار شوم راز بگو
بلدی راز نگهداری و دمساز کنی؟

بلدم با تو به دنیای دلت سِیر کنم
بلدی قفل دل عشق مرا باز كنی؟

بلدم پر بکشم تا به نهایت به دلت
بلدی عشق شوی عاشقی ابراز کنی؟

ارس آرامی
دیدگاه ها (۰)

تو اگر ناز کنی، ناز کشیدن بلدمناز از آن چشم پر از عشوه خریدن...

اندُه مخور ای شیخ، چه مسجد چه کلیساگر صومعه بسته است در میکد...

در قیامت عابدی را دوزخش انداختندهرچه فریادش جوابش را نمی‌پرد...

تو اگر ساز كنی حاضرم آواز كنمغزلی خوانم و از نغمه دلت باز كن...

باز کن نغمه جانسوزی از آن ساز امشبتا کنی عقده اشک از دل من ب...

بی تو، مهتاب‌شبی، باز از آن كوچه گذشتمهمه تن چشم شدم، خیره ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط