منتظر بودم که بگشاید بر رویم آسمانِ تار دیدگان صبح سیمین

منتظر بودم که بگشاید بر رویم آسمانِ تار دیدگان صبح سیمین را تا بنوشم از لب خورشیدِ نورافشان شهدِ سوزانِ هزاران بوسه ی تبدار و شیرین را...
دیدگاه ها (۳)

آنکه خواب خوشم ازدیده ربودست تویی وآن که یک بوسه ازآن لب نرب...

باید سبک سنگین کرد... باید کلماتِ رد و بدل شده در رابطه را ه...

تو سراسر پاکی را از دست‌های خود جاری کن تا اندیشهٔ کهکشان بی...

هِزار و یک شَب خیال بافتم ، از تویی که یک شَب نداشتمَت ...

★𝓒𝓐𝓛𝓛 𝓜𝓨 𝓓𝓐𝓓𝓨 ★𝒑𝒂𝒓𝒕 𝟏𝟐ویو آنیا منتظر بودم که دیدم کوک با پاس...

Love in the dark⑤④یک ماه بعدنور ملایم خورشید از لای پرده‌های...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط