خواستم فرض کنم،

خواستم فرض کنم،

دوستم داری

باورم شد . . .
دیدگاه ها (۱)

بنشینم و صبر پیش گیرمدنباله ی کار خویش گیرم .

این‌که هرروز صبح از تخت‌خواب بیرون بیای تا هربار و هربار با ...

پنجره را باز کردمتنها از دل تنگی هایم به آسمان گفتم نمیدانم ...

هیچ‌کس نمی‌داند تنها فرمول خوشحالی این است:قدر داشته‌هایت را...

هم دوستم داری و هم آزارم میدی بگو من باید به عشقت اعتماد کنم...

دوستم داری؟؟ فععععععک نکنم

اون به من گفت:(دوستم داری؟)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط