am

𝓑𝓵𝓮𝓮𝓭𝓲𝓷𝓰 𝓱𝓮𝓪𝓻𝓽 𝓹𝓪𝓻𝓽 2
8:30 am
با صدای لعنتی آلارمش بیدار شد. چشمای خمارش از همیشه خمار تر بود. به کوله کوچیکش که کنار در بود نگاه کرد و یادش اومد امروز چه روزیه. سریع بلند شد و سمت حموم عمومی کوچیک کلیسا که توی حیاط بود رفت که با چندتا تیکه چوب دورش خصوصی شده بود. سریع دوش گرفت و برگشت توی اتاقش. یه تاپ طوسی راحت پوشیده بود با یقه باز که سینه های درشت و گردش و گرفته بود با یه شلوار بگ دودی. سویشرت طوسی و کیف مشکی. یه دستبند ظریف و گردنبند صلیب همیشگیش و انداخت. موهای نم دار مصریش و خشک کرد و چتری های کوتاهش و شونه کرد. کوله ث برداشت و از زیر زمین یا همون اتاقش بیرون اومد.
وقتی رسید به سالن اصلی کلیسا لوکا و بقیه راهبه هارو دید که دم در ایستاده بودند. نگاهی آخر به کلیسا انداخت. فضای بزرگ و مورد علاقش با نیم کت های چوبی و تابلو های فرشته ها و عیسی مسیح.

نگاه آبیش و پایین انداخت و با لوکا از کلیسا خارج شدند و به سمت ایستگاه اتوبوس رفتند و روی نیم کت نشستند

جِین سکوت کرده بود و لوکا بغض.
جین سمت لوکا برگشت و بهش نگاه کرد.
"هی...نگران نباش ما از پسش بر میایم"
لوکا لبخند محوی زد که بوق اتوبوس توجهشون و جلب کرد...
دیدگاه ها (۰)

𝓑𝓵𝓮𝓮𝓭𝓲𝓷𝓰 𝓱𝓮𝓪𝓻𝓽 𝓹𝓪𝓻𝓽 1دخترک دود سیگارش و بیرون داد و با گردنب...

ℬℓℯℯ𝒹𝒾𝓃ℊ ℎℯ𝒶𝓇𝓉تعداد پارت نامعلومژانر: مدرسه ای راز الود اسما...

I belong to that boy.

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط