واکسن
واکسن؟
(صبح)
ویو تهیونگ:
با پرتو های نوری که از لا به لای پرده میتابید بیدار شدم که دیدم میونگ خیلی خوشگل تو بغلم خوابه موهاش که به سیاهی شب بود دور دستام پخش شده بود و دستای کوچولوش هنوز پیرهنمو گرفته بودن تا خودآگاه یه لبخند پر رنگی رو لبام نشست آروم از تو بغلم درش آوردم و گذاشتمش رو تخت پتو رو روش کشیدم اما با کشیدن پتو آروم چشماشو باز کرد
-بیدار شدی خوشگل خانم
&داداش(خابالو و چشماشو میماله)
-جونم(بغلش میکنه و لپشو میبوسه )
&ساعت چنده
-نه صبحه هنوز زوده تو بخواب قربونت برم
&نه دیگه خوابم نمیاد
-باشه پس بریم پایین
&بریم
-خوب بیا بشین اینجا من صبحونه رو درست کنم
&میشه منم کمک کنم
-معلومه که میشه تو بیا این روکش های شکلات رو در بیار
&میخواین چی درست کنید
-پنکیک شکلاتی
&آخ جون(ذوق)
-فدات شم من(میبوستش)
&با دقت داره روکش هارو در میاره)
-چقدر کیوت شدی(ارد رو میماله به بینیش)
&آیی داداش(خنده)
-خیلی خوشگلی (با مهربونی نگاش میکنه)
&(لبخند میزنه)
-خوب اینارو بده به من ابشون کنم
&بفرمایید
-خوب اینم بریزم آهان الان باید صبر کنیم بپزه
&باشه(میره تو بغل تهیونگ)
-(محکم بغلش میکنه)
&داداش این چیه رو پلکات
-چی
&ایناهش(دستشو میکنه تو پلکش و یه چیزی در میاره)
-عه این چیه
&(شونه هاش رو کیوت میندازه بالا)نمیدونم
-چقدر تو شیرینی آخه (پیشونیش رو میبوسه)
&اونا آماده نشدن؟
-چرا حاضرند خوب وایسا سس هم روش بریزم آهان امادست
&اوم چه خوشمزست
-اره خیلی خوبه
(بعد از صبحانه )
-میونگ
&بله
-تو از نقاشی کشیدن خوشت میاد؟
&اره خیلی
-پس بیا بریم بالا
&واسه چی
-تو بیا خوب رسیدیم
&وای اینجا چقدر قشنگه
-اینجا واسه نقاشیه من همیشه اینجا نقاشی میکشم
&وای چه خوب
-میخوای باهم نقاشی بکشیم
&اره خیلی
-پس وایسا این بوم رو بزارم زنگارو هم آماده کنم خوب حالا شد بفرما خانم شروع کن(یه قلمو میده دستش)
&(شروع میکنه به نقاشی کشیدن )
-اووو فکر نمیکردم اینقدر استعداد داشته باشی
& واقعا
-اره خیلی خوبه
&خوب تموم شد(نقاشی یه دختر و پسر رو توی یه جنگل سرسبز میکشه)
-خیلی عالیه این من و توییم؟
&اره
-عالیه ها اما یه چیزی کم داره
&چی
-وایسا آهان حالا تکمیل شد (کنارشون به چادر سفید با کلی عروسک و بالشت و ریسه های که به چادر بسته شده بودن کشید و توی دستای میونگم کلی بادکنک کشید)
&وای خیلی عالیه (ذوق)
-خوشحالم خوشت اومده کوچولو (یه ستاره کوچولو و زرد با یه کم شاین روی استخوان گونش میکشه)
&وای این خیلی عالیه (چشماش برق میزنن)
-تو قشنگتری
&خیلی خوبی داداش(بغلش میکنه)
-ایی فدات شم من(اونم بغلش میکنه) میونگ
&بله
-تو از این چادرها دوست داری مثل تابلو
&اره خیلی
-واقعا
&اره
ادامه دارد...
(صبح)
ویو تهیونگ:
با پرتو های نوری که از لا به لای پرده میتابید بیدار شدم که دیدم میونگ خیلی خوشگل تو بغلم خوابه موهاش که به سیاهی شب بود دور دستام پخش شده بود و دستای کوچولوش هنوز پیرهنمو گرفته بودن تا خودآگاه یه لبخند پر رنگی رو لبام نشست آروم از تو بغلم درش آوردم و گذاشتمش رو تخت پتو رو روش کشیدم اما با کشیدن پتو آروم چشماشو باز کرد
-بیدار شدی خوشگل خانم
&داداش(خابالو و چشماشو میماله)
-جونم(بغلش میکنه و لپشو میبوسه )
&ساعت چنده
-نه صبحه هنوز زوده تو بخواب قربونت برم
&نه دیگه خوابم نمیاد
-باشه پس بریم پایین
&بریم
-خوب بیا بشین اینجا من صبحونه رو درست کنم
&میشه منم کمک کنم
-معلومه که میشه تو بیا این روکش های شکلات رو در بیار
&میخواین چی درست کنید
-پنکیک شکلاتی
&آخ جون(ذوق)
-فدات شم من(میبوستش)
&با دقت داره روکش هارو در میاره)
-چقدر کیوت شدی(ارد رو میماله به بینیش)
&آیی داداش(خنده)
-خیلی خوشگلی (با مهربونی نگاش میکنه)
&(لبخند میزنه)
-خوب اینارو بده به من ابشون کنم
&بفرمایید
-خوب اینم بریزم آهان الان باید صبر کنیم بپزه
&باشه(میره تو بغل تهیونگ)
-(محکم بغلش میکنه)
&داداش این چیه رو پلکات
-چی
&ایناهش(دستشو میکنه تو پلکش و یه چیزی در میاره)
-عه این چیه
&(شونه هاش رو کیوت میندازه بالا)نمیدونم
-چقدر تو شیرینی آخه (پیشونیش رو میبوسه)
&اونا آماده نشدن؟
-چرا حاضرند خوب وایسا سس هم روش بریزم آهان امادست
&اوم چه خوشمزست
-اره خیلی خوبه
(بعد از صبحانه )
-میونگ
&بله
-تو از نقاشی کشیدن خوشت میاد؟
&اره خیلی
-پس بیا بریم بالا
&واسه چی
-تو بیا خوب رسیدیم
&وای اینجا چقدر قشنگه
-اینجا واسه نقاشیه من همیشه اینجا نقاشی میکشم
&وای چه خوب
-میخوای باهم نقاشی بکشیم
&اره خیلی
-پس وایسا این بوم رو بزارم زنگارو هم آماده کنم خوب حالا شد بفرما خانم شروع کن(یه قلمو میده دستش)
&(شروع میکنه به نقاشی کشیدن )
-اووو فکر نمیکردم اینقدر استعداد داشته باشی
& واقعا
-اره خیلی خوبه
&خوب تموم شد(نقاشی یه دختر و پسر رو توی یه جنگل سرسبز میکشه)
-خیلی عالیه این من و توییم؟
&اره
-عالیه ها اما یه چیزی کم داره
&چی
-وایسا آهان حالا تکمیل شد (کنارشون به چادر سفید با کلی عروسک و بالشت و ریسه های که به چادر بسته شده بودن کشید و توی دستای میونگم کلی بادکنک کشید)
&وای خیلی عالیه (ذوق)
-خوشحالم خوشت اومده کوچولو (یه ستاره کوچولو و زرد با یه کم شاین روی استخوان گونش میکشه)
&وای این خیلی عالیه (چشماش برق میزنن)
-تو قشنگتری
&خیلی خوبی داداش(بغلش میکنه)
-ایی فدات شم من(اونم بغلش میکنه) میونگ
&بله
-تو از این چادرها دوست داری مثل تابلو
&اره خیلی
-واقعا
&اره
ادامه دارد...
- ۱۱.۳k
- ۲۶ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط