. صبح، آغازدیگری است برای دویدن در روزگار،

. صبح، آغازدیگری است برای دویدن در روزگار،
در پیچ و خم های تردید.
نمی دانند که زندگی، آتشی همیشه فروزنده است
و سرد نمی شود هرگز.
زندگی جریان دارد هنوز در ناودان های بلند،
در آب راهه های کوچک.
صبح می آید که زندگی را تقسیم کند در شهر
و لبخند را تقدیم کند به لب ها.
صبح می آید و هوای تازه می آورد، اکسیژن پاک تا آوندهای گرد گرفته نفس بکشند دوباره.
زندگی جریان دارد هنوز.
شب نمی پاید... صبح می آید!


سلام پگاه اولین روز هفته تون پرانرژی و با نشاط

روزتون خوش

مجله مانا
دیدگاه ها (۱)

آهن بخش حیاتی یک پروتئین در درون گلبول‌های قرمز خون شماست که...

«علی؛ گیوتینِ حَد بر گردنِ مسئولِ خائن، به ترازِ بهرام محمدی...

تو را دوست دارم؛ حتی آن وقت که سگ سیاه افسردگی می‌آید و کنار...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت اول :مخلوقات به طور کلّی به...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⑦ _بخش اول_ حالا وقتش نیست که ب...

مقدمهدر شهری که ثروت، قدرت می‌خرید و نام خانوادگی می‌توانست ...

✦ اولین گناه ✦فصل نوزدهم: صبحی که برنگشت---لب‌هایش.روی لب‌ها...

اوسی هازبین هتل! اوسی اصلی ویکتور !!!

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط