دلم صد پاره کردی با نگاهی

دلم صَد پاره کردی با نِگاهی
چه می خواهی زِجانَم گاه گاهی
تو که با ما سَرِ یاری نَداری
چرا آیی به دیدارم به چاهی؟
به چاهت رفته ام تَنها بِمیرَم
بِمیرَم تا نَبینَم بی پَناهی
غُروبم پیش و طوفان دَر پی هَم
بِجُز آغوش من کو بارِگاهی؟
دیدگاه ها (۱۱)

لحظه ای رَفتَم بخواب وآمدی درخوابِ منای به قربانت چرا شَب گش...

به  قُربانِ  دِلِ  رَنگین کَمانَتبه   قُربانِ   نِگاهِ   بی ...

فَدای    گِریه های   بی اَمانَتفَدای  شُعله ی    روی   زَبان...

بهاری بود و دِل بود و تو بودیبه ناگه  دین و دِل با هم ربودیز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط