شبارزوها پارت

#شب_ارزو_ها #پارت_۲۳

•صبرکن، چییی؟

÷چیشد؟

•مطمئنی گفت جونگین و فلیکس؟

÷اره

•چه ریلکسی

÷خب اخه احمق من از حرفات چیزی متوجه نمیشم که واکنش نشون بدم

•(شروع میکنه به فارسی فحش دادن)

'این چی میگه؟

÷من مترجمم؟

'ای بابا تو ام..

{نمی خوام زیاد طولش بدم... یک هفته بعد}

(ویو ات
داشتم لباس میپوشیدم برم به استودیو فیلمنامه خوانی (عکس لباس رو گذاشتم)  یه ارایش ملایمم کردم و  راه افتادم
بعد نیم ساعت راننده ماشینو نگه داشت و پیاده شدم
وارد استودیو شدم قشنگ بود... جونگین، فلیکس و بازیگر سوزی نشسته بودن
روی صندلی مشخص شده نشستم

•سلام، من کیم ات هستم

~سلام من یانگ جونگین هستم

سلام من لی فلیکس هستم

کسایی که تازه وارد بودن خودشونو معرفی کردن و شروع کردیم به خوندن
و اشنا شدن با فیلمنامه.... بعد 3 ساعت تموم شد،
خداحافظی کردم و به طرف خونه را افتادم

ادامه دارد...
حمایتا کمهههه

#فیک#فیکشن#وانشات#سناریو#کیپاپ#بی_تی_اس#اسکیز#کره_جنوبی
دیدگاه ها (۲)

#شب_ارزوها #پارت_24داشتم استودیو بیرون می اومدم که دستم از...

بچه ها میخوام دیگه این فیکو ادامه ندم(ادامه بدم یا ندم؟) #بل...

گزارش کنی با 7 اکانت مسدود و گزارش میشی#بلک_پینک #بی_تی_اس#ا...

#شب_ارزو_ها#پارت_22 "همینجوری خب من میرم.. کار داشتی زنگ بزن...

پارت۳ فردا صبح) با صدای زنگ گوشیم از خواب بیدار شدم (عشقم 😘...

نام فیک: عشق مخفیPart: 56ویو ات*م. چقد حسود شدی دختر*خندهروم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط