قسمت هشتم

قسمت هشتم

فقط ماهان تو بودم فقط ماهان تو.نازنينم نميدونم چرا ولي حس ميکنم هنوزم دوسم داري اخه قلبم داره بهم ميگه.اون هيچ وقت بهم دروغ نگفته.نازنينم عشق من ميشه اسم پسرتو بزاري ماهان؟اخه پسرا عاشق ماماناشونن ميخوام بفهمي چقدر عاشقت بودم و هستم.خانومم تولدت مبارک کادوي تولدتم اينه که رفتم و از دستم راحت شدي ولي حداقل ميدونم مهرداد دوستت داره و خوشبختت ميکنه همين برام کافيه

دوست دارم تا هميشه

ماهان

اشک تمام چشمامو گرفته بود بارون نم نم تبديل شده بود به سيل .اسمون به حال منو ماهان گريه ميکرد اخ من چي کار کردم چرا به حرفاش گوش نکردم و هزار تا چراي ديگه که توي مغزم رديف شده بود گريه ام امونمو بريده بود......

من مريم بجاى دختر دايي نازنينم دارم ادامه ي خاطره ي نازنينو مينويسم.اين دفترو توي اتاقش پيدا کردم.تقريبا نازنين يک هفته بعد از فوت ماهان به تيمارستان رفت مهرداد هم دست کمي از نازنين نداره با قرص اعصاب و ارامشِِ که زندس و البته اون صيغه ي محرميت بينشون باطل شد.امروز دقيقا 1 سال از فوت ماهان ميگذره و امروز27دي تولد نازنينه منم دارم ميرم پيشش.نازنين از اون روز به بعد فقط زندگيش شده ح
دیدگاه ها (۱)

قسمت پایانی.نازنين از اون روز به بعد فقط زندگيش شده حلقه اي ...

دوستان نظرتون راجب داستان چی بود؟؟؟

قسمت هفتمرفتم بيرون بيمارستان و نشستم تو ماشينم يه پاکت بود ...

قسمت ششم-باشه عزيزم تو بيا بيرون من صداش ميزنم بعد کشيدم داد...

#خورشیدوماه🌙☀️part=7_ایرانا خانم، فقط من ادرس بلد نیستم شما ...

چند‌ پارتی‌ &تهیونگ&وقتی:``خانوادت‌ اذیتت‌ میکنن‌‌ ‌و‌ اون.....

برادر ناتنی فصل دوم part 7ــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط