قتل این خسته به شمشیر تو تقدیر نبود
ور نه هیچ از دل بی‌رحم تو تقصیر نبود
یا رب آیینه ی حسن تو چه جوهر دارد
که در او آه مرا قوت تاثیر نبود
سر ز حسرت به در میکده‌ها برگردم
چون شناسای تو در صومعه یک پیر نبود
من دیوانه چو زلف تو رها می‌کردم
هیچ لایق ترم از حلقه زنجیر نبود
نازنینتر ز قدت در چمن حسن نرست
خوشتر از نقش تو در عالم تصویر نبود
تا مگر همچو صبا باز به زلف تو رسم
حاصلم دوش بجز ناله شبگیر نبود
آن کشیدم ز تو ای آتش هجران که چو شمع
جز فنای خودم از دست تو تدبیر نبود
آیتی بود ز عذاب اندوه حافظ بی تو
که بر هیچ کسش حاجت تفسیر نبود

حافظ
دیدگاه ها (۱)

صنما با غم عشق تو چه تدبیر کنمتا به کی در غم تو ناله شبگیر ک...

صنما با غم عشق تو چه تدبیر کنمتا به کی در غم تو ناله شبگیر ک...

صنما با غم عشق تو چه تدبیر کنم؟تا به کی در غم تو ناله شبگیر ...

حافظ _ غلام نرگس مست تو تاجدارانند...

صنما با غم عشق تو چه تدبیر کنمتا به کی در غم تو ناله شبگیر ک...

...چو برشکست صبا زلفِ عنبرافشانشبه هر شکسته که پیوست تازه شد...

غزلستان: فال روز یکشنبه، ۸ فروردین ۱۴۰۰ غلام نرگس مست تو تاجدارانند خراب باده لعل تو هوشیارانند تو

صنما با غم عشق تو چه تدبیر کنمتا به کی در غم تو ناله شبگیر ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط