خنده ات دستی ست که مرگ

خنده ات دستی ست که مرگِ 
مرا هـر روز دورتر مـی انـدازد ... ‌ ‌ 
کاش روزی برسد
بر لبه‌ی پل ایستاده باشم
با خیالت به پرواز درآیم
پروازی به آن سوی رویا ها
تا پایین پل
جایی ک تو
منتظرم ایستاده باشی
دلتنگ
دیدگاه ها (۲)

عقلم نرسیدتو چرا این همه زیبا بودیچرا موهایت گندم زار،چشم ها...

باهارگیرم به فال نیک بگیرم بهار راچشم و دلی برای تماشا و فال...

تو راست میگی دنیا خیلی بزرگه..اینو وقتی می‌فهمی که یه گوشه‌ش...

یک بارانی هم نداشتم که در آن گم شوم‏آدمی آیا میخواهد که گم ش...

playmate_p46

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط