‏بابا بزﺭگم داشت تعریف میکرﺩ میگفت زماﻥ شاﻩ که اینطوﺭی نب

‏بابا بزﺭگم داشت تعریف میکرﺩ میگفت زماﻥ شاﻩ که اینطوﺭی نبوﺩ , پول بوﺩ , کار بوﺩ , همه دلشون خوش بوﺩ , تفریح ﺩﺍشتن
‏گفتم چرﺍ انقلاب کرﺩید پس؟ گفت به تو چه.
دیدگاه ها (۴)

من خیلی سعی کردم بد نباشمولی بد بیشتر سعی کرد

گاهی فقط خیالی هستیم در ذهن آدم ها‌

خانه ام ابریست اماابر بارانش گرفته استدر خیال روز های روشنم#...

(´•̥﹏•̥`)

عفریته تاریکی نویسنده مرتضی متقیان

چرا احساس میکنم تو حالت دختر خیلی کراش تره_راستی من با چند ن...

خانواده ی من (از زبان چیوری) پارت دوم سه ماه از اون روز عجیب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط