عرض شود که

عرض شود که
دیشب نرفتم خونه . . .
صبح که رفتم مامانم گفت : دیشب کجا بودی ؟
گفتم : خونه دوستم !
برداشت به ده تا از دوستام زنگ زد ؛ خدا خیرشون بده ، هشت تاش گفتن : دیشب خونه ما بوده !
دوتاشونم گفتن الان اینجاست ولی خوابه بیدار شد میگم بهتون زنگ بزنه
دیدگاه ها (۲)

وقتی داداش ناتنیت بود. پارت اول.«ویو ات»سلام من اتم ۱۸ سالمه...

بارون اول

ستاره دنباله دار پارت:۳۱

رمان : قلب در تاریکی

part 9ویو مایکیصبح از خواب بیدار شدم و رفتم یه آبی به دست و ...

"forgive me"single part. kim taehuong. ویو ات : چند وقتی بود...

پارت پانزدهم | شب نشینی. پارک لاراوقتی رسیدیم خونه، اولین چی...

«دختر کوچولوی من» پارت 8

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط