دقیقا یه بار با
دقیقا یه بار با
باباییم رفتیم بیرون بابام گفت من یه جا کار دارم رو نیمکته خیابون نشستم
یه پسری گفت گرمت نیست تو فسقلی چادر دیگه واسه چته
البته من جوابشم ندادم
واسم حرف کسی مهم نیست و نظرشون در مورد چادرم اگه خوب بود که مرسی اگرم بد
نظر اونا لازم نیست واسمم مهم نیست حرفاشون
^_^
باباییم رفتیم بیرون بابام گفت من یه جا کار دارم رو نیمکته خیابون نشستم
یه پسری گفت گرمت نیست تو فسقلی چادر دیگه واسه چته
البته من جوابشم ندادم
واسم حرف کسی مهم نیست و نظرشون در مورد چادرم اگه خوب بود که مرسی اگرم بد
نظر اونا لازم نیست واسمم مهم نیست حرفاشون
^_^
- ۱.۴k
- ۲۱ اسفند ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط