پیر زنی رفت داروخانه برای درد مفاصلش دارو بخره

پیر زنی رفت داروخانه برای درد مفاصلش دارو بخره
اقا بهش گفت
خوشکل خانم امر بفرمایید
پیزنه فوری عصاشو پرت کرد کمرشو راست کرد گفت
رژ لب میخواستم عزیزم
دیدگاه ها (۵)

ﺩﺭ ﻗﻠــــــــــــﺐ ﮐﻮﭼﮑـمفـﺮﻣﺎﻧﺮﻭﺍﯾــــــــــــﯽ ﻣﯿﮑـنیﺑﺪﻭﻥ ...

داداش امیر کجاییییییی تو دیووووووونهدلم واست تنگ شدههههههههخ...

گفتی دوستت دارمو من به خیابان رفتمفضای اتاق برای پرواز کافی ...

چه سریع روزا شد سپری من شدم تنها پسری که روت کلید نمیکرد الک...

dark love

الماس زیبای من part⁷ویو ات:صبح که از خواب بیدارشدم اولین چیز...

مربی موتور سوار

lost leaves/رمان جیمین

.......//برده ی زیبا//........

..عشق تلخ.داستان از کجا شروع میشه یه روز مثل همیشه برای کار ...

.....//برده ی زیبا//......

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط