بوی نم بارون میادمیگن شروع مرگ برگ هاس شروع دلتنگیای

بویِ نمِ بارون میاد،میگن شروع مرگ برگ هاس. شروع دلتنگیای وقت و بی وقته.شروع رفتنای ثانیه به ثانیس.این تابستونم با کلی اتفاقای خوب و بد رفت.دلبر! پاییز تو ی روز اومد و تو هنوز نیومدی. جمشید میگه دیوونه این پاییزم میگذره،نمیدونه ما یه عمره تو دلمون پاییزه. یه عمر حسرت شب گردیای پاییز با دلبر تو دلمون موند.عا راستی جمشیدمیگما،پاییز بوی رفتن میده. بوی تندِ دلتنگی میده.بویِ رفتن دلبر به مشاممون رسید. به قول ی بزرگواری:(( پاییز من، عزیزِ غم‌انگیزِ برگریز! یک روز می‌رسم... و تو را می‌بهارمت.))
راستی دلبرِ دلبرده شروع فصل رفتنتو بهت تبریک میگم.جمشید سیگار داری!
دیدگاه ها (۲)

گاهی دوست دارم همه چیز را بگذارم و برومبروم جایی که دست هیچ ...

تنهایی میشه سزایِ عاشقا . .

نمیدانم چطور؟! اما گذشت! فصل ها عوض شد و من در کنج اتاق، نگا...

در خیابان‌ هایی که هرگز آمد و شد نداشت، در ساعاتی که می ‌دان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط