آنک به دل اسیرمش

آنک به دل اسیرمش
دردل وجان پذیرمش
گرچه گذشت عمرمن
باز ز سر بگیرمش

راه برم به سوی او
شب به چراغ روی او
چون برسم به کوی او
حلقه در بگیرمش

مولانا
دیدگاه ها (۳)

....شب بخیر گفتن ما محض ادای ادب استورنه چون شب برسد، اوّل ب...

اگر ماه عطری داشت ، قطعا بوی تو را می داد ،اگر شب رنگی بود ،...

و عصر ها نسیمش کاش عطرِ تو را داشته...

" تـــــــــو "رطوبتِ خنکای پاییــــــــزگرمیِ " دستهایــــ...

آمده‌ام که سر نهم عشق تو را به سر برمور تو بگوییم که نی نی ش...

بر سر کوی تو عمری به تماشا ماندیمدر کویر دل سودازده تنها مان...

شهید زنده ای جانباز نستوهصلابت در تنت پیچیده چون کوهگل خورشی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط