part عشق پنهان

part54 عشق پنهان
اجوما: توی اون اتاق هستن حالشون ...
ات: چرا نمیگی هاا؟
اجوما:دکتر داخل هستن گفتن کسی نره تو
ات: بگو حالش چطوره
اجوما: دکتر گفتن باید ببینیم چی میشه گفتن احتمال زنده موندن شون ... ۵۰ درصد خانم شما فعلا باید استراحت کنید لطفا الان خانم و آقای جئون تو راه هستن دارن میان اینجا لطفا خانم برید تو اتاقتون و استراحت کنید
《ویو ات》
بعد از اینکه گفت احتمال زنده موندن شون ۵۰ درصد دوباره سرم سوت کشید دیگه چیزی نمیشنیدم
نویسنده: ات اروم برگشت سمت در و رفت سمت در در رو باز کرد
اجوما: خانم ... خانم لطفا نرید دکتر گفتن کسی نره داخل
نویسنده: ات درحالی که صدا ها توی سرش می‌پیچید رفت داخل که اجوما رفت سمتش تا نزاره بره داخل
اجوما: خانم ... خانم لطفا ...
ات: ساکت شووو《داد》
《ویو اجوما》
دیگه نتونستم مانع خانم بشم
《ویو ات》
رفتم داخل
دکتر: خانم ات لطفا برید بیرون
ات: حالش حالش خوبه دیگه اره؟《بغض》
دکتر: بله ... الان حالشون نسبتا خوبه ولی باید دو الا سه هفته کامل استراحت کنن
خیالم راحت شد نفس راحتی کشیدم
ات: الان ... کارتون تموم شده؟
دکتر: بله خانم فقط من هر چند روز یه بار میام تا پانسمان شون رو عوض کنم و چند تا دارو و پماد برای زخم شون نوشتم تا سریع تر جای تیر بهبود یافته بشه ...
★شرط پارت بعدی♡
♡۹۰لایک★
♡۵۵کامنت★
★۳۰بازنشر♡
دیدگاه ها (۴۹)

part53 عشق پنهاننویسنده: جونگ کوک به زور دستش رو بلند کرد سم...

part52 عشق پنهانسوهو: یالا تفنگت رو بنداز زمین وگرنه یه گوله...

part49 عشق پنهان《ویو ات》رفتم توی اتاقم و رو تخت دراز کشیدم ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط