ای سپهر کج مدار کج منش

ای سپهر کج مدار کج منش

ابن ملجم را بگو زحمت مکش

من ز شمشیرت ندارم واهمه

چون دلم تنگ است بهر فاطمه

سیلی آن روز که زهرا خورده بود

در همان ساعت علی هم مرده بود
دیدگاه ها (۱۷)

غصّه ی خانه نشینی و غم سی ساله اش پیش چشمش می گذشت و غرق این...

به جز از علی که گوید به پسر که قاتل من چو اسیر توست اکنون ، ...

ای کاش علی شویم وعالی باشیم هم سفره ی کاسه سفالی باشیم چون ...

جاده ی وصل علی و فاطمه هموار بود لحظه ی پرواز روح حیدر کرّار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط