دیگران‌را

دیگران‌را
اگر از ماخبری نیست چه غم !

نازنینا!
تو چرا بی‌خبر از ما شده ایی؟

#شهریار
دیدگاه ها (۱)

دیگر گذشته از سر و سامان من مپرس من بی تو دست از ای...

نام تو چون قصه هرشب می‌نشنید برلب منغصه ات پایان ندارد در هز...

جانا سری به دوشم و دستی به دل گذارآخر غمت، به دوش دل و جان ک...

* دیدمت وه! چه تماشایی و زیبا شده ایماه من، آفت دل، فتنه جان...

خبرت هست که از خویش خبر نیست مراگذری کن که ز غم راهگذر نیست ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط