گاهی

گاهی
باید نبخشید
کسی را که
بارها و بارها
اورا
بخشیده ای...!
باید سرد شد.....
باید رها کرد و #رفت!
تا بداند اگر مانده ای
رفتن را هم بلد بودی!
دیدگاه ها (۱۴)

هر چه آید به سرم باز بگویم گذرد... وای از این عمر که با میگذ...

مَن از اون زَخْمیامکه دِلمو خوش میکنم به سَختیام :)

عمریست نشسته ام پای لرز خربزه هایی که هیچوقت یادم نمی آید کی...

گُفْتً: اًول خُودِتو دُرسْت کُن بِعدٌ بُروُ هِیئت!!!!خَندیدَ...

رها💔 مرا به خاطر خواهی آورد، آنگاه که از یاد رفته ای...گاهی ...

دوست داشتن،فقط گفتنِ «دوستت دارم» نیست؛گاهی یعنیمیانِ تمامِ ...

گاهی دلتنگِ «او» نیستی؛ دلتنگِ احساسی هستی که فقط گاهی به تو...

پارت ۲۵ — «نقشه‌ی رها»رها رفت توی آشپزخونه و در رو پشت سرش ب...

با دستانت،تلی که از گل های رنگ چشمانم درست کرده بودی را بر س...

پاییز، فصلِ رفتن‌هایی‌ست که به سکوت می‌گذرند؛فصلِ برگ‌هایی ک...

پارت ۲۲ — «اتاق ممنوعه»جونگکوک درِ اتاق رو بازتر کرد.رها: «ن...

پارت ۳۰ — «آخرین نقشه»صبح روز بعد، رها وارد پذیرایی شد و دید...

پارت ۱۴ — «مهمونِ شب‌مونده»عصر شده بود و تهیونگ هنوز قصد رفت...

پارت ۱۷ — «ساعت دوازده»ساعت دقیقاً دوازده شد.رها روی مبل نشس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط