وقتی جین دست‌های آسا را در آب گرم درمان می‌کرد، صدای گام‌

وقتی جین دست‌های آسا را در آب گرم درمان می‌کرد، صدای گام‌های نرم و آرامی از دور به گوش رسید.

جیمین، الهه مهربانی و آرامش، با لبخندی ملایم به سمت آن‌ها آمد.

نگاه مهربانش به آسا افتاد و گفت: «چه اتفاقی افتاده؟ چرا این‌طور زخمی شدی؟»

آسا با سر پایین و صدایی آرام توضیح داد: «تهیونگ... دست‌هام رو منجمد کرد. فقط چون می‌خواستم به کتابی دست بزنم که به مادرشون مربوط بود.»

جیمین دستش را روی شانه آسا گذاشت و گفت: «نگران نباش، من کمک می‌کنم. درد و زخمت زود خوب می‌شه.»

سپس با قدرت مهربانی‌اش آرامشی ملایم به آسا بخشید که لرزش دست‌هایش کم‌تر شد

.جین نگاهی به جیمین انداخت و گفت: «آسا واکنش عجیبی نسبت به یخ تهیونگ داشت، انگار بدنش به نوعی متفاوت جواب داده.»

جیمین سرش را کمی خم کرد و گفت: «نمیدونم... باید از نامجون بپرسیم.»
دیدگاه ها (۰)

جیمین دست آسا را گرفت و او را به اتاق نامجون برد.وقتی وارد ش...

وقت تمیزکاری آسا در قصر امروز زودتر از همیشه تمام شد.بعد از ...

آسا با سختی وارد باغ شد. هوای اطراف مرطوب و ملایم بود، اما د...

آسا با درد، ولی مصمم، از جا بلند شد و با دستی منجمد به سمت ت...

✨ Part ⁵ : تقاصِ ابریشمی ✨ تهیونگ از دور با دوربینی در دست ،...

✨ part ⁷ : تقاصِ ابریشمی ✨ تیغ جراحی هنوز روی پوست جانگ می ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط