میدانی؟!

میدانی؟!
من به همه ی زنهایِ این شهر 
مشکوکم
آهسته از کنارم میگذرند 
جوری که انگار همین
حالا از آغوشِ تو جدا شده اند
رقیبانه لبخند میزنند 
و جای انگشتان تو را..
در میانِ موهایشان جا به جا 
میکنند!!
همین است که
ناگهان با خودم و با تو لج میکنم
و با لجبازی های عاشقانه 
تو را آزار میدهم
کاش یاد میگرفتی به جای گفتنِ 
حسادت نکن بگویی:
من عاشق توام خیالت راحت 
تا من
با خیالِ راحت برایت بمیرم.
دیدگاه ها (۱)

میدانی ؟من به همه ی زنهای این شهر مشکوکم! آهسته از کنارم میگ...

‏ ‏ میدانی؟!من به همه ی زنهایِ این شهر مشکوکمآهسته از کنار...

میدانی؟!من به همه ی زنهایِ این شهر مشکوکمآهسته از کنارم میگذ...

میدانی؟!من به همه ی زنهایِ این شهر مشکوکمآهسته از کنارم میگذ...

میدانے؟من به همه ے زنهاےِ این شهر مشکوکم.آهسته از کنارم میگذ...

میدانی ؟من به همه زن های این شهر مشکوک ام!آهسته از کنارم میگ...

میدانے؟مڹ بہ همہ ے زنهاے شهر مشکوکݥآهستــــه از کنارم میگذرن...

میدانیمن به همه ی زن های این شهرمشکوکمآهسته ازکنارم میگذرندج...

بخونش 👇 👇 👇 👍 میدانم برمیگردیحاضرم روی آمدنت با دلم شرط ببند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط