السلام علی الشجر النبوی و الدوح

السَّلامُ عَلَی الشَّجَرَةِ النَّبَوِیَّةِ وَ الدَّوْحَةِ الْهَاشِمِیَّةِ ...


رنگ از رخت پریده و رنگم پریده است
در بین بستری و دل من رمیده است

بابا چقدر چهره ی زرد تو آشناست
چشمت چه قدر غصه ی هجران کشیده است

فکر منی پدر که به کوفه چه می کشم ؟
روزی که می رسم و قد من خمیده است

دلشوره ی حسین تو را هم گرفته است ؟
چون نوبت فراق تو با او رسیده است

وقت غروب همره مادر تو هم بیا
وقتی که شمر تا دم مقتل دویده است
دیدگاه ها (۱)

السَّلامُ عَلَی الشَّجَرَةِ النَّبَوِیَّةِ وَ الدَّوْحَةِ ال...

السَّلامُ عَلَی الشَّجَرَةِ النَّبَوِیَّةِ وَ الدَّوْحَةِ ال...

سخن آهسته شدی عازم برای دیدن یاسخزان می گردد از داغ تو اح...

خورشید پیش گنبد این شاه زرد نیستهر کس که خاک پای علی نیست، م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط