پارت هفتم | باران سئول

پارت هفتم | باران سئول

باران آرامی روی خیابان‌های سئول می‌بارید.
کلاس آخر رزا تازه تمام شده بود.
دانشجوها یکی‌یکی از ساختمان خارج می‌شدند و هرکس سعی می‌کرد خودش را از باران نجات بدهد.
رزا کنار در ورودی ایستاده بود.
ـ «ای وای... چترم رو جا گذاشتم.»
همان موقع آریان به او نزدیک شد و چترش را بالا گرفت.
ـ «اگه بخوای، تا ایستگاه با هم بریم.»
رزا لبخند زد.
ـ «ممنون.»
هنوز چند قدم برنداشته بودند که صدای آشنایی شنیدند.
ـ «رزا!»
هر دو برگشتند.
تهیونگ کنار ماشینش ایستاده بود.
او برای دنبال کردن ویلیام به دانشگاه آمده بود، اما ویلیام به خاطر جلسه‌ی دانشجویی دیرتر می‌رسید.
نگاهش روی چتری که بالای سر رزاا و آریان بود، ثابت ماند.
چند لحظه سکوت کرد، بعد با لحنی آرام گفت:
ـ «ویلیام گفته برسونمت خونه.»
رزا با تعجب گفت:
ـ «واقعاً؟»
ـ «آره.»
آریان با احترام گفت:
ـ «پس من دیگه مزاحم نمی‌شم.»
رزا لبخندی به او زد.
ـ «مرسی که تا اینجا همراهم بودی.»
آریان خداحافظی کرد و از آن‌ها دور شد.
تهیونگ درِ ماشین را برای رزا باز کرد.
وقتی هر دو سوار شدند، سکوت عجیبی بینشان حاکم شد.
صدای باران تنها چیزی بود که شنیده می‌شد.
بعد از چند دقیقه، تهیونگ بالاخره سکوت را شکست.
ـ «آریان... پسر خوبیه؟»
رزا با تعجب به او نگاه کرد.
ـ «آره... چرا می‌پرسی؟»
تهیونگ نگاهش را از جاده برنداشت.
ـ «همین‌طوری.»
رزا لبخند محوی زد.
ـ «آدم مهربونیه. دوست خوبیه.»
تهیونگ انگشت‌هایش را محکم‌تر دور فرمان حلقه کرد.
شنیدن تعریف رزا از آریان، دلش را فشرد.
وقتی به خانه رسیدند، رزا قبل از پیاده شدن گفت:
ـ «ممنون که رسوندم.»
تهیونگ برای اولین بار مستقیم در چشم‌هایش نگاه کرد.
ـ «لازم نیست همیشه به همه اعتماد کنی...»
رزا متعجب شد.
ـ «منظورت چیه؟»
تهیونگ چند ثانیه سکوت کرد.
حرفی که می‌خواست بزند، روی لب‌هایش ماند.
در نهایت فقط گفت:
ـ «هیچی... فقط مراقب خودت باش.»
رزا لبخند زد و از ماشین پیاده شد.
تهیونگ تا وقتی وارد خانه شد، از همان‌جا نگاهش کرد.
بعد زیر لب، طوری که فقط خودش بشنود، زمزمه کرد:
«انگار دیگه نمی‌تونم فقط تماشاگر باشم...»
پآیآن پارت هفتم...💍🤍
دیدگاه ها (۳)

پارت هشتم | رازی که نباید فاش می‌شدسه روز بعد...ویلیام و تهی...

پارت ششم | تغییر رفتاردو روز از ماجرای کافه گذشته بود.از آن ...

پارت پنجم | اولین قرارجمعه عصر...هوای سئول خنک و دل‌نشین بود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط