برقع از رخساره بردار ای نگار نازنین

برقع از رخساره بردار ای نگار نازنین
تا جهان روشن کنی با نور رویت شمس دین

روی خود بنما شب عالم مثال روز کن
عاقبت بنما به عالم آن جمال دلنشین

یوسف زیبای ما آخر به کنعان بازگرد
تا که روشن گردد از نورت دگر چشم زمین

تا به کی بر ما روا داری فغان و انتظار
عاقبت بازآ به پیش عاشقان ای بهترین

تا به کی از دوریت هجران و درد بی کسی
کی بیایی عاقبت ای تو امید آخرین

عاشق و دیوانه ام از هجر تو ویرانه ام
از غم دوری تو طاقت ندارم بیش از این

از دل و جانم فدایی ره دیدار تو
می کنم جان از سر رغبت فدایت من همین
وبگاه اشعار مهدوی
#یا_مهدی_ادرکنی
دیدگاه ها (۱)

مژده آن لحظه فرخنده و مسعود رسد به جهان مهر رخ مهدی موعود رس...

خرّم آن لحظه که وقت خوش دیدار آید به جهان مژده رسد مهر رخ یا...

دلا تا باغ سنگی، در تو فروردین نخواهد شد به روز مرگ، شعرت، س...

مهم نقد علمی و جامع توافق هسته ای لوزانتوسط دکتر نبویان نمای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط