دختر زیبایی را دیدم که تن فروشی می کرد خیلی ها بی تابان

دختر زیبایی را دیدم که تن فروشی می کرد. خیلی ها بی تابانه توی صف در انتظار بودند. من هم بی اختیار رفتم تو صف. جلو که رسیدم دیدم تنش، تن ماهی جنوبه سه تا خریدم
شماهم که همش دنبال موضوعات خاک برسری هستین. برید از خد ا بترسید. استغفرالله... اون تسبیح من کووو
دیدگاه ها (۵)

بچه ها نظرتون درباره مرگ چیه؟؟کیا از مرگ میترسن؟

برای رهایی از مورچهپوست خیار را در مکان خروج و لانه مورچه ها...

یارو‌ به زنش میگه اگه من بمیرم شوهر میکنی؟میگه آره،میگه دوست...

ﺁﯾـــﺎ ﻣﯿﺪﺍﻧـﯿﺪ ﻭﻗﺘـــﯽ ﺍﮊﺩﻫـــﺎ ﺗﻮ ﭼﺸـــﻤﺶ ﺁﺷـــﻐﺎﻝ ﺑﺮﻩ ﻣــ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط