اهوی من

اهوی من
پارت ۹۶

دخترایینه:اهو زندگی تو اینی ک اینا میگن نیست تو ایینه فیلم هایی نشون میده ک اهو هزارتا خانواده داشته تو هر یک خانواده یک جوری بوده در یکی دکتر مهندس گدا پولدار ارباب خدمتکار برده ملکه پرستار طبیب ووووووووو
اهو:اینا همش دروغه اینجور نیست
دخترایینه:اهو تو باید باور کنی قدرت هایی تو زیاده شده تو میتونی به گذشته سفر کنی فقط باید تمرکز کنی

(اراد)
از خواب بیدار شدم به سمت اشپزخونه برم ک خون بخورم ک دیدم صدای اهو میاد به سمت اتاق رفتم ک دیدم اهو هزارسال پیش تو ایینه داره باهاش صحبت میکنه چیزی نگفتم میدونستم اون داره حقیقت زندگی اهو رو میگ پس گذاشتم با حقیقت روبرو بشه دیگ قرار نبود حافظه اهو رو پاک کنم میخواستم باهاش زندگی کنم یک زندگی باهاش میخوام بسازم

اهو از اتاق میاد بیرون ک میبینه اراد داره تلویزیون نگاه میکنه

اهو:کی بیدار شدی نفسم؟
اراد:همین الان دیدم تو اتاق بودی گفتم حتما کار خصوصی داری نیمومدم همنجور ک میدونی ما خونشام ها بدون اجازه جای نمیریم
اهو:اره درسته حالا برات چای بریزم؟
اراد:اگه بریزی ک قربونت میرم

اهو چای میریزه میده به اراد میره کنار پنجره........
دیدگاه ها (۰)

اهوی من پارت ۹۷ اهو:اراد رک راست میرم سر اصل مطلب اراد چای ش...

اهوی من پارت ۹۸ اراد:منم دنبال ارامشم اهو دلمم نمخواد ک ترو ...

اهوی من پارت ۹۵ اراد: اهو اگه من انسان بشم توهم انسان میشی؟ ...

اهوی من پارت ۹۴ اراد: درسته ما تبدیل به خفاش میشم ما به موجو...

_وقتی دیگر منی وجود ندارد_𝐏❺کوکرفتم بالا و میخواستم برم داخل...

همیشه تو رویا هام همین طوری بودم.البته نباید بگم رویا باید ب...

میتسویا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط