یه وقتایی‌ جلو پامون رو درست نگاه نمی کنیم، زمین می خوریم

یه وقتایی‌ جلو پامون رو درست نگاه نمی کنیم، زمین می خوریم، زانومون زخمی میشه، چشامون اشکی...
حواسمون نیست، راه رو اشتباه میریم، گم میشیم، بغض میاد تو گلومون و چشامون آتیش میگیره...
آدمای زندگیمون رو اشتباه انتخاب میکنیم،
هی رو بدی کردناشون چشم میبندیم تا اینکه چشم وا میکنیم می بینیم درست روزایی که باید باشن، نیستن...
حسرت نبودنشون اشک میشه و شُره میکنه از چشامون...
میدونی چی میخوام بگم؟!
میخوام بگم بعضی وقتا،
"اشک تاوانیه که چشما باید بابت درست ندیدن بدن..."



#hadisehbano💜
دیدگاه ها (۱)

‌آدم‌ها به دنباللیاقتشان میرونداینکه با چنگ و دندانبخواهید ...

یک فصل از یک قصّه؟ نه این را نمی‌خواهممی‌خواهم از این پس تما...

#تُ بازپسین تبعیدگاهِ منیمن غریبم...آیا من و #تُ با هم می‌ما...

بگذار ساده اتفاق بیافتد...نگران حرف مردم هم نباشفقط کمی نگاه...

آرتو به چپتون بگیرید چون تو اوج آرت بلاکی کشیدمشاگه فکر می‌ک...

بچه ها جدی یه چند وقت یه چیزی رو دلم مونده بود باید بهتون بگ...

رمان عشق من واقعیه آتش خشم | part69با بیا تویی که گفت دستم ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط